ما یک گروه الکترونیکی داریم بر روی yahoogroups به نام utcom82 که همون طور که از اسمش پیداست مخصوص دانشجویان کامپیوتر دانشگاه تهران ورودی سال ۸۲ است. شاخه های دیگری از این گروه نیز ایجاد شد که روی مسایل تخصصی تر! کار می کنه و اون گروه utcom82 به صورت عمومی و اخبار دراومد. یکی از این زیرگروه ها utcom82_boys هست فقط دانشجوهای پسر در اون عضویت دارند و طبعا من هم توش عضویت دارم! utcom82_girls هم داریم که مخصوص دختران هست و چون من دختر نیستم توش اجازه عضویت ندارم! (الان دیگه قطعا تصویر نسبتا روشنی از حرف هایی که در این دو گروه ممکنه ردوبدل بشه براتون ایجاد شده! P: و صدالبته خایینی این وسط وجود دارند که ایمیل های دو گروه رو به طرف مقابل می فرستند D: )
یک روزی از روزهای خدا یکی از این پسرها در utcom82_boys به نام محسن زد به سرش و یک سوال اساسی مطرح کرد که کلی سوال و جواب همراه خودش ایجاد کرد! اول ایمیل ها و نظرات رو مطرح می کنم و در انتها یکی دو مورد هست که می گم. ایمیل ها اکثرا به پینگلیش بود که من همه رو به فارسی برگردوندم.
محسن ایمیلی با موضوع ازدواج به گروه می فرستد:
به نام خدا. سلام. یک سوالی هست که دیشب برام مطرح شد و واقعا هم جدی می پرسم، لطفا مسخره بازی درنیاری(م-د): ما پسران چرا باید ازدواج کنیم؟
رضا در جواب محسن:
سلام. چرا نباید بکنیم؟
بهراد در جواب رضا:
یک معلم ریاضی داشتم که می گفت آدم عاقل اگه بخواد روزی یه لیوان شیر بخوره نمیره گاو ببنده تو حیات خونش D:
پی ان: ۳ لیوان شیر چطور؟
بهراد در جواب محسن:
ما پسران هرگز نباید ازدواج کنیم. هر وقت مرد شدی می فهمی چرا باید ازدواج کنی.
خیلی سعی کردم مسخره بازی درنیارم D: ولی نشد D: اون زایده مبارک رو خدا نداده بزنی تو پریز برق شارژ شی D:
امین در جواب بهراد:
احسنت. آقا من دیگه شونه نمی خوام.
توضیح: امین و یکی دیگر از بچه ها موهای خیلی درهم برهم و آشفته و سیخ سیخی دارند.
سجاد در جواب محسن:
چون دخترها باید ازدواج کنن.
محسن در جواب سجاد:
به نام خدا. سلام. یه چیزی تو همون مایه های چیزی که بهراد میگه. تا وقتی مجرد باشی تقریباغمی نداری! راحت خرج زندگی ات رو در میاری و روزی یه لیوان شیرت رو می خوری و گاو هم لازم نیست بخری. اما وقتی ازدواج کنی، اون اولش که کلی باید بری تو خرج و تازه این اول کاره از انواع اقسام اداهایی که باید تحمل کنی و رفتارهای نامتجانس که نمی فهمی چی هستن و متهم شدن به بی مهری و هزار دردسر دیگه. می بینی رضا، دردسرهاش کم نیست که می گی چرا نباید؟
رضا در جواب محسن:
خوب یکیو پیدا کن که اینجوری نباشه. خر که نیستی اولین کسی که دیدی بگیری. همشون که اینجوری نیستن که. تازه تو یه چیزایی میدی، یه چیزایی می گیری. غیر از اینه؟
پی اس: فکر کنم منظور بهراد از یک لیوان شیر رو نفهمیدی، وگرنه فکر نکنم تو از اونایی باشی که اگر شیر خواستی بری یه لیوان بخوری.
من در جواب رضا: (تیریپ روانشناسی رو فقط حال کنید!)
راستش من یادمه یه بار این مساله رو با ۳ ۴ نفر بحث کرده بودم و سعی می کنم نتایج اون بحث رو اینجا بگم و ببخشید اگه رک می گم:
اونجا ما به این نتیجه رسیدیم که در گذشته ای نه چندان دور ازدواج:
۱- مهم ترین و در بعضی موارد تنها راه ارضای نیازهای جنسی بوده و اینکه این رابطه در اکثر موارد به صورت کاسب کارانه در میومده، یعنی یه رابطه کاملا یه طرفه. خانوم س ک س ارایه میداده و آقا س ک س رو می خریده. مثل اینکه آقا می خواسته یه ماشین بخره هر چی پولدارتر ماشینت شیک تر (تو این مورد هر چی پولدارتر خانومت … )
* شاید بشه ریشه های مهریه رو متوجه شد!
۲- افراد بر اساس نیازها (معمولا مادی) با هم ازدواج می کردن. یعنی خانوم برای اینکه شوهر داشته باشه و یکی نونش رو بده و … و آقا برای برای اینکه یکی براش غذا بپزه و خونه رو تمیز کنه و بچه ها رو بزرگ کنه و … میومدن ازدواج می کردند. یعنی یه رابطه بده بستونه خیلی ساده.
البته نمی خوام بگم یه رابطه کاملا مادی از ابتدا بوده شاید اولش طرفین به هم خیلی محبت می کردن و عاشق هم بودن ولی کم کم عادی میشده و برمی گشته نقطه قبل از ازدواج و دلایل دیگه که نمی خوام خیلی بهشون بپردازم. (یک چیزی که تو اون ایمیل نگفتم و اینجا می خوام بگم اینه که بعد از نیازهای مادی انسانها اکثرا خلاهای روحی زیادی دارن و انسان های از لحاظ روحی شکننده ای هستند و فکر می کنند اگر ازدواج کنند این خلاها پرخواهد شد. در بعضی موارد که طرفین با هم جور میشن کم وبیش پر میشه ولی وای به اینکه طرف مقابل باعث بشه خلاهای دیگری ایجاد بشن. با استفاده از متدهای علم روانشناسی امروز انسان می تونه اکثر این خلاها رو وقتی که فرد مجرد هست از طریق کار بر روی خودش پر کنه و از طرفی درصد کمی از زوج ها هستند که به مقدار قابل توجهی به صورت تصادفی با هم جور میشن بنابراین ازدواج معمولا در بهترین حالت خلاها رو پر نمی کنه و فرد دوباره پس از مدتی برمی گرده نقطه قبل از ازدواج و همون خلاهای سابق)
ولی امروز برای آقایان:
۱- دیگه ازدواج تنها راه س ک س نیست. کافیه تو خیابون یه دور بزنید تا وضعیت مارکت دستتون بیاد (من خیلی از این موضوع ناراحتم که زنانی که ۹۹% شون مشکل دارند مجبورند چوب حراج به تن خودشون بزنند.) دوست دختر هم یه راه دیگه. واسه اونایی هم که به بعد شرعی قضیه فکر می کنند صیغه کلاه شرعی خوبیه و کاملا جواب میده .به نظرم بهتره کسی که افتاد تو این راه قید خدا و پیغمبر و شرع و … رو هم بزنه.
۲- اگر کسی از آقایون نیازهای مادی مورد ۲ بالا رو داره کافیه بره یک خدمتکار بگیره و دیگه نیازی به همسر نیست.
یعنی می خوام این طور نتیجه بگیرم امروز اگه کسی تو زندگی فقط دنبال هدف های مادی هست (یا می خواد خلاهاش رو پر کنه) ازدواج بهترین راه نیست. به قول خود محسن دردسر هم زیاد داره.
من فکر می کنم یه نیازهای فراتر از این نیازهای مادی هست که برای انسان انگیزه ازدواج رو بذاره وگرنه هیچ چیزی وجود نداره. خودم مدت زیادیه که دارم به این نیازهای فراتر از مادیات فکر می کنم. چیزایی مثل:
۱- میل به داشتن شریک زندگی و همسر (همفکر) که تو غم و شادی شریک هم باشیم.
۲- شریکی که به من نزدیک باشه و حضورش مثل ۲ بال در راستای رسیدن به کمال و زندگی بهتر باشه و متقابلا من هم باید ۲ بال برای اون باشم.
۳- میل به داشتن فرزند
۴- میل به مستقل بودن و داشتن خانواده
۵- میل به داشتن مسولیت در قبال خانواده و همسر
و … که بقیه اش رو خودتون فکر کنید.
پی اس: یک عالمی می گفت خوشبختی در درون خود ماست مه محیط بیرون نه همسر نه …! من فکر می کنم برای اینکه ما ازدواج موفقس داشته باشیم و از زندگی مشترک لذت ببریم باید اول رو خودمون کار کنیم.
ساعتی در خود نگر تا کیستی از کجایی از چه هستی چیستی
ببخشید طولانی شد
محمد در جواب رضا:
سلام. من فکر می کنم وقتی ازدواج کردی می فهمی ازدواج یعنی چه؟ (حتی اگه کلی قرض و قوله داشته باشی!)
سجاد در جواب محمد:
فهمیدیم ازدواج کردی (شریفی بدبخت)!!!
بهراد در جواب سجاد:
سجادجون خودت رو ناراحت نکن معمولا آدما میرن طرف چیزی که ندارن! مثلا همین ممد! شرف نداشت رفت شریف، هوش نداشت رفت هوش مصنوعی، زن نداشت رفت زن گرفت
شاهین در جواب محمد:
راهش اینه که چند نفری یدونه گاو بگیریم همگی استفاده کنیم تازه می تونیم بدیم مردم هم از شیرش استفاده کنن، پول داریم خرجش رو هم دنگی میدیم. داروی ایدز هم که کشف شده دیگه غمی نمی مونه. LD و HD هم که مفته. مفیدم هست. اگرم کهنه شد سه طلاقه اش می کنیم یکی جوونتر می گیریم اگر هم بچه دار شد سقط می کنیم می پزیم می خوریم. ضربدی، دوری، n some , 3 some, complete directed graph without loopback و …
just kidding
برای رضا: دقیقا چه چیزایی میدی چه چیزایی می گیری؟؟؟؟
محسن در جواب رضا:
به نام خدا. واقعا از اینکه سعی خودتون رو کردید که قضیه رو به مسخره بازی نکشید ممنونم! گویا زیاد مثمرثمر نبوده.
اما آقا بهراد از شما به عنوان یک انسان دانشجوی فرهیخته این حرفا بعیده! فکر کنم همه بدونن که برای این مشکلی که شما مطرح کردید (قضیه پریز برق!) راه حل های بسیار ساده تری باشه. اما آق رضا! مثلا فکر می کنی چند درصدشون این جوری اند؟ یا شما چی میدی چی میگیری؟
سجاد در جواب محسن:
به نظر میاد بحث داره ناموسی میشه، پیشنهاد می کنم دیگه ادامه ندیم.
رضا در جواب شاهین:
سلام. آقا من غلط کنم چیزی بدم چیزی بگیرم. یه چیزی گفتیم ما حالا. منظورم اینه که احتمالا برای بعضی ها یه سری سودها هم داره. مثل همونایی که سعید گفت.
در اینجا ایمیل ها تموم شد.
اولا من یه کم متاسفم که همسن و سالام خیلی مایل نیستن رو یکی از مهم ترین مسایل زندگی شون فکرکنند و فقط دوست دارند بهش بخندن! نکته بعد اینه که ما ملت باید بتونیم تفکر دموکرات رو در خودمون پرورش بدیم یعنی بتوینم حرفمون رو بزنیم و حرف های مخالف رو با آغوش باز بپذیریم. اگه نتونیم همیشه تو این گیرودار آدم هایی پیدا میشن که برای اینکه ما مردم رو که دایم داریم تو سرو کله هم می زنیم رو ساکت کنند و سیستم رو از خطر متلاشی شدن حفظ کنند بساط دیکتاتوری رو پهن می کنند.
این بحث رو دوباره در این وبلاگ مطرح کردم که کسانی که براشون این مساله مهمه بیان و اگر نظری داشتن بدن. خیلی خوشحال میشم که دخترخانوم های محترمی که اینجا رو می خونند بیان و نظراتشون رو بیان کنند. من هم سعی می کنم که مطالعاتم رو ادامه بدم و با نظرات شما به امید خدا بتونیم به صورت یک مقاله کاربردی منتشرش کنیم. اگر هم نمی خواهید در قسمت نظرات بنویسید به من ایمیل بزنید به s.taghavi بر روی جیمیل. من هم دارم سعی می کنم به این وردپرس بفهمونم که نظرات رو بدون approve بیاره رو سایت.