بهمن ۲۹

خوب توی مطلب قبلی گفته بودم که ماجرای این دامنه شخصی ام یعنی taghavi.org رو بگم. راستش ماجرا خیلی جالب و در عین حال دردناک بود. یک بدشانسی خیلی ساده. فکر کنم سال ۲۰۰۵ بود که با یکی از بچه های فامیل نشسته بودم گفتیم بیایم این دامنه رو بگیریم و ازش استفاده کنیم. داشتیم توی دنیای وب می گشتیم که یک دفعه چشمم افتاد به یک آگهی که ای کاش چشمم هیچ وقت بهش نمی افتاد. آگهی مال MySQL بود. اون موقع تازه MySQL5 اومده بود و مای اس کیو ال! برای این که این نسخه جدید رو به دنیا بشناسونه و بتونه کاربران بیشتری رو جذب کنه با یک شرکتی قرارداد بسته بود و دامنه مجانی به اضافه هاست و دیتابیس و … میداد. ما ایرانی ها هم که برای محصولات مجانی شیرجه میریم. آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم!‌ رفتیم و خلاصه ثبت نام کردیم و رفتیم توی فرمی که باید مشخصات و … رو پر کنیم که دامین و هاست رو بهمون بدن. همه چیزایی که می خواست رو پر کردیم و یک بار همه چیز رو چک کردیم و تا این دکمه submit رو زدیم چشمتون روز بد نبینه برق رفت!‌ قضیه هم این طوری بود که گذرواژه مربوطه رو به ایمیلی که معرفی کرده بودیم می فرستاد. خلاصه برق ها اومد و رفتیم ببینیم چی شد. ایمیل رو که چک کردیم چیزی نیومده بود رفتیم توی همون فرمه که دوباره از اول کار رو انجام بدیم که می گفت که این دامنه هم اکنون ثبت شده!‌ هیچ مکانیزمی هم برای گذرواژه از دست رفته قرار نداده بودن. خلاصه ما موندیم و یک دامین ثبت شده و دو عدد دل سوخته!‌ :)

چند روز پیش این دامنه آزاد شد و من که از یک ماه پیش یک شمارنده نوشته بودم که هر روز بهم خبر بده چند روز مونده مثل قحطی زده ها پریدم و گرفتم و این شد که شما الان این وبلاگ رو می بینید!

بهمن ۲۷
شروع وبلاگ نویسی
icon1 admin | icon2 متفرقه | icon4 ۱۱ ۲۷م, ۱۳۸۶| icon3۱ نظر »

من هم بالاخره به جرگه وبلاگ نویسان پیوستم. البته قبلا به مدت کوتاهی یک جای دیگه می نوشتم که چون هم صفحه شخصی ام نبود و هم اینکه خیلی رو مطالب وقت نذاشته بودم ترجیح دادم اون مطالب رو به این وبلاگ جدید منتقل نکنم. قصه این دامین taghavi.org هم در نوع خودش جالب بود که اگه شد تو همین یکی دو روز آینده همین جا می گم. فعلا هم که این وبلاگ نه عنوانی داره نه ساختار درستی که امیدوارم کم کم با یادگیری وردپرس که این وبلاگ بر مبنای اون ساخته شده کم کم بتونم همه مشکلات رو با کمک کسانی که اینجا رو می خونن درست کنم. پس اگر دیدید که سیستم داغونه نگید این دیگه چه وبلاگیه!‌
و اما هدف؟ کار که بدون هدف اصلا معنا نداره! راستش در حال حاضر خیلی کامل و جامع رو این قضیه فکر نکردم. قطعا در وهله اول انسان دوست داره که عقاید و نظرات و دیدگاه هاش رو با دیگران به اشتراک بذاره. در مراحل بعد من دوست دارم روی مطالب و موضوعاتی کار کنم که برای سعادت حقیقی انسان و تکامل بشریت مفید باشه. شاید بپرسید چه موضوعاتی؟ راستش من عاشق علم و تکنولوژی هستم. به خط قرمزهای اخلاقی و شرافت انسانی عمیقا پایبندم. شعر و موسیقی و کلا هنر رو خیلی دوست دارم و … در یک کلام عاشق زیبایی، حقیقت، عشق و خداوند و بندگان پاک او هستم. دوست دارم در زندگی ام سرمایه ام در این مسایل رو روز به روز بیشتر کنم. می دونم که به عنوان یک جوان بیست و دو سه ساله خیلی خیلی اول راهم. رو همین حساب دوست دارم اینجا مکانی باشه که بتونم حرف هایی که تو دلم هست رو بزنم و حرف دل شما رو هم بشنوم. امیدوارم بتونم و بتونیم به این هدف برسیم و در مسیرش گام برداریم.
پس الهی به امید تو