چرا سیاسی نمی نویسم؟

خیلی ها به من می گن تو چرا مطالب سیاسی نمی نویسی؟ چرا نسبت به اتفاقاتی که می افته بی اهمیت هستی؟ همین امروز با دوست خوبم محمد ابراهیم یک سری بحث سیاسی می کردیم اون منو دعوت می کرد که بریم بزرگداشت عماد مغنیه و من می گفتم من نمی شناسمش که برم!‌ دلیل کلی دوری من از سیاست هم اینه: ابتدا بگم من با بخش انسانی قضیه کاملا موافقم و جنگ و خونریزی رو در تمام سطوح فارغ از اینکه چه کسی انجام میده محکوم می کنم ولی دلیلی که من رو از سیاست دور می کنه اینه که من دوست ندارم بازیچه باشم، بازیچه یک مشت انسان قدرت طلب که برای رسیدن به اهدافشون حاضرند دست به هر جنایتی بزنن. اون چیزی که ما از سیاست می بینیم ظاهر سیاست هست و اطلاعاتمون رو هم از این خبرگذاری هایی می گیریم که چه داخلی چه خارجی اخبار رو به نفع خودشون تغییر می دهند. حتی اگه ما اخبار صحیح رو بگیریم باز هم در سیاست چیزی نیستیم چون لازمه سیاسی کاری اینه که آدم اطلاعات داشته باشه اونم اطلاعات پشت پرده. حتی اگه اطلاعات پشت پرده هم داشته باشیم باز هم کافی نیست چون باید اهرم مقابله و فشار که معمولا اهرم های اقتصادی و نظامی هست داشته باشیم. این رو هم بگم من بی تفاوت نیستم، این مورد خاص رو نمی شناختم ولی اگه بدونم یک انسانی واقعا مظلوم واقع شده با تمام ابزارهایی که در اختیار دارم ازش دفاع می کنم. و در نهایت قرار نیست که همه آدم ها که سیاسی باشن. من عاشق علم و تکنولوژی و شعر و ادبیات و فرهنگ و هنر و اقتصاد و مدیریت و جامعه شناسی و … هستم و دوست دارم در این زمینه ها به فعالیت بپردازم. به نظر من ما توانایی حل یا فهم همه مشکلات دنیا رو نداریم و اصلا نباید هم داشته باشیم. من اگر واقعا طالب یک دنیای ایده آل که همه انسان ها در اون برابر و برادر هستند به نظرم باید اول از خودم شروع کنم. منی که هزاران هزار مشکل و ایراد دارم و توی راه درست و غلط خودم موندم چطور می تونم راه درست و غلط دنیا رو مشخص کنم. اصلا مگه درست و غلط برای همه انسان ها یک معنا و مفهوم داره. مولانا یک شعر زیبایی دارد که مضمونش دقیقا همینه که ای انسان ها هر آنچه هست درون شماست،‌ درون خودتون رو اصلاح کنید تا دنیای بیرون که آینه درون نمای شماست اصلاح شود. اصلا تا حالا از خودتون پرسیدید چرا خداوند که کلیه جهان در قدرت اوست با مشاهده جنایات و فسادهای انسان که مخلوق اوست او را در همین دنیا به سزای اعمالش نمی رسونه و نابودش نمی کنه؟ مگر خداوند بر هر کاری قادر و توانا نیست؟ پس چرا مثلا بر سر ظالمان سنگ فرو نمی ریزد و اونها رو نابود نمی کند؟ رو پاسخ این سوال من خیلی فکر کردم، من فکر می کنم این از صبر خداوند هست و اینکه به بندگانش میدون میده که قشنگ آن چیزی رو که در چنته دارن بیرون بریزن. و وای به اون روزی که آزمایش به پایان برسه و انسان هیچ توشه ای نداشته باشه و در مقابل خدای خودش که این همه به او فرصت داده شرمنده باشه.

یک اندیشه نیک

  1. هادی فرنود فرمودند:

    سیاسی بنویس …. بنویس…. خوبه …
    :D

اندیشه نیک شما