درباره من

مطالعه ادامه این مطلب »

مشخصات کلی:
نام و نام خانوادگی: سعید تقوی
متولد: ۲۶ اردیبهشت سال ۱۳۶۴ خورشیدی مطابق با ۱۶ می ۱۹۸۵ در تهران/ایران

خوب مشخصات کلی ام رو گفتم و سنم رو هم که از روی تاریخ تولدم می تونید خودتون محاسبه کنید. کودکی نسبتا آرامی البته به همراه مشقاتی که معمولا همه خانواده ها دارند داشتم.بعدش هم که رفتم مدرسه مثل همه بچه ها تا سال سوم دبیرستان. از تابستان سوم دبیرستان به طور جدی بر روی آزمون کنکور متمرکز شدم و با لطف و عنایت خداوند و زحمات خودم و خانواده در دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران رشته مهندسی کامپیوتر قبول شدم و الان نیز در گرایش معماری کامپیوتر در حال ادامه تحصیل هستم. البته من به شخصه به این تقسیم بندی ها و گرایش ها اعتقادی ندارم و روزی هم که وارد دانشگاه شدم هدفم این بود که یک موجودی هست به نام رایانه و کارش هم پردازش هست و من باید کل این موجود رو یاد بگیرم و باهاش دوست باشم. این موجود سخت افزار، نرم افزار، هوش مصنوعی، رباتیک، شبکه، فناوری اطلاعات و … داره که من می خواهم با سعی و تلاش بهش مسلط بشم.
به همون اندازه که رشته کامپیوتر رو دوست دارم به رشته برق و تمام زیرگرایش هاش هم علاقه دارم به خصوص الکترونیک و مخابرات و اگر بخواهم روزی دوباره تعیین رشته کنم قطعا گزینه اولم یا کامپیوتر هست یا برق. پس از این دو رشته هم اولویت هام به ترتیب اقتصاد، مدیریت، روان شناسی و جامعه شناسی است. کلا به علم و تکنولوژی علاقه دارم و روزی اگر نتونم از لحاظ علمی پیشرفت کنم قطعا روز مرگم خواهد بود.
به ادبیات و شعر و داستان هم علاقه دارم. حافظ و مولانا رو معمولا می خوانم و از ادبیات معاصر هم سهراب و اخوان ثالث رو خیلی دوست دارم. در مورد موسیقی هم به موسیقی سنتی ایرانی، punk , rock , pop و trance علاقه دارم. کلا آهنگ باید به دلم بشینه و به ترانه هم خیلی اهمیت می دهم. خیلی دوست دارم در زمینه موسیقی هم کاری بکنم ولی متاسفانه دیگه وقتش نیست و فکر هم نمی کنم اصلا عمرم کفاف بده! در زمینه هنر هم قبلا در خوشنویسی فعالیت می کردم و به همون دلیل کمبود وقت فعلا به حال تعلیق دراومده که امیدوارم یک روزی بتونم از سر بگیرم. به علوم تغذیه و آشپزی هم علاقه دارم. رنگ محبوبم هم سبز هست به خصوص سیز روشن که حس حیات رو در انسان زنده می کنه.
در زمینه نرم افزار آزاد و لینوکس اولین برخورد و آشنایی من برمی گرده به اواسط سال ۲۰۰۰ میلادی که با ردهت شروع کردم و فکر می کنم نسخه ای که استفاده کردم Redhat 6.0 بود. اون موقع گنو/لینوکس خیلی داغون بود و گنو/لینوکسی که الان داریم اصلا قابل مقایسه با اون موقع نیست و هزاران بار بهتر و کامل تر شده. بعد به دلایل درسی و کنکور دیگه دنبالش نرفتم تا زمان ورود به دانشگاه که عملا کار یادگیری جدی من از همون موقع شروع شد یعنی سال ۲۰۰۳/
دیگه چی بگم؟ آها، ازدواج هم نکردم به چند دلیل:
اولا واضحه که برای من خیلی زود هست این مساله. و درثانی نگاه من به زن بدین صورت هست که زن رو جلوه زیبایی ذات مقدس الهی می دونم و اعتقاد دارم که خداوند زیبایی و جمالش رو در زن متجلی کرده! (امیدوارم روزی برسه که دختران و زنان ارزش واقعی خودشون رو بدونن!) رو این حساب خیلی به این قضیه حساسم و در نهایت مقوله ازدواج رو همراهی دو انسان نسبتا کامل (چون صددرصد کامل که نداریم) می دونم که با کمک هم بتونند روز به روز کامل تر بشوند. پس من برای لذت از ازدواج و زندگی مشترک باید اول خودم انسان نسبتا کاملی بشوم و با یک انسان نسبتا کامل مثل خودم همراه بشوم.
در زمینه سیاست هم هیچی نمی دونم و دوست هم ندارم بدونم! چون این سیاستی که امروزه در دنیا جریان داره رو بیشتر سیاه بازی و حقه بازی می بینم تا دیپلماسی. آدم ایدیولوژیکی هم نیستم و اصولا به منافع خودم و اطرافیانم و مملکتم و هموطنانم در چارچوب اخلاقیات، شرافت انسانی و حقوق بشر فکر می کنم. البته این بدین معنی نیست که به دیگر نقاط دنیا فکر نمی کنم و ذهنم محدود به این منطقه جغرافیایی هست بلکه موارد بالا برای من در اولویت بالاتری هستند. کلا دوست دارم جایی باشم که بتونم کار مفیدی انجام بدهم و بتونم گره ای رو باز کنم و اگر روزی بفهمم که بود و نبودم در کاری تاثیر ندارد فردا صبح دیگه سر اون کار حاضر نمی شوم.

« مطالب قبلی مطالب بعدی »